هوا که ابری میشه بیقرارم
شور – شب پنجم محرم 1405
هیئت بین الحرمین طهران
هوا که ابری میشه بیقرارم
کی میگه من بارونو دوس ندارم
دونه دونه با قطرات بارون
خاطره هامونو یادم میارم
باز زیر بارون کردم هواتو
تجربه کردم روزای خوبمو با تو
خیسیِ چشمام از سرِ عشقه
گریه قشنگه وقتی که باشه برا تو
پَر سجادم رو هر موقع وا کردم
توو نمازم تورو از خدا تمنا کردم
توو بلاتکلیفی ، توی سرگردونی
توو گناه گم شده بودم تورو پیدا کردم
… یا اباعبدالله ، یا اباعبدالله …
عشقِ بدونِ دردسر نمیشه
عاشقی بی خونِ جگر نمیشه
در به دَریشم برا من قشنگه
در به درِ تو، در به در نمیشه
خیره به دستات کردی چشامو
میشه برآورده کنی آرزوهامو
دستِ اباالفضل یا که رقیه اس
میشه بدی تذکره ی کرب و بلامو
من اگه آلودم تو بخوای پاک میشم
یه نظر کنی به من زائر افلاک میشم
میبینم روزی رو که به عشقت آقا
توی کربلا میمیرم توو نجف خاک میشم
… یا اباعبدالله ، یا اباعبدالله …
با دل پُر درد اومدم اباالفضل
پُر از آهِ سرد اومدم اباالفضل
پسرِ علی بزرگی توو خونِته
درِ خونه ی مرد اومدم اباالفضل
روو دلم انگار آتیشه آقا
هر موقع که حرف شهیدا میشه آقا
واسه رهایی گیرِ زمینم
این گره با دستِ خودت وا میشه آقا
همه میرن اما علمت پابرجاست
تا خداییِ خدا هست حرمت پابرجاست
اگه دنیا از من روشو برگردونه
تو اباالفضلی و قطعاً کرمت پابرجاست
… یا اباالفضل آقا ، یا اباالفضل آقا …
شاعر : حسن دهقان
نظرات