شب جمعه شد و یادِ حرم افتادم
سنگین – شب چهارم محرم 1405
هیئت بین الحرمین طهران
شب جمعه شد و یادِ حرم افتادم
از همینجا یه سلام برات فرستادم
که ثوابش برسه به روح اجدادم
مُرده بودم عشقِ تو رسید به فریادم
حالا من از عمق دلم شدم گرفتارِ تو
میدونی حالم رو عوض میکنه دیدارِ تو
دلتنگم دلتنگ زیارتِ علمدارِ تو
آی
چه اینجا باشم چه عراقت
چه توو حرم چه در فراقت
با یه سلام ساده آقا
قلبمو میکنم رواقت
… سلام یا حسین مظلوم …
شب جمعه ست و هوای حرمت کردم
دوس دارم فقط به آغوشِ تو برگردم
یه دلِ شکسته روی دستم آوردم
میشه مرهم بشی روی قلب پُر دردم
میدونم دوس نداری نوکرت بشه سر به زیر
دور از تو حالم بده و نمیشه از گریه سیر
اشکای چشمای ورم کرده رو گردن بگیر
جز تو کسی به یادِ ما نیست
یاورِ این شکسته پا نیست
رفیقی بهتر از اباالفضل
مرهمی غیرِ کربلا نیست
… سلام یا حسین مظلوم …
اصلاً اسمِ تو گره خورده به احساسم
با پیرهن مشکی که مادرم خرید واسم
من شفا گرفته ی دست اباالفضلم
آره من نوکرِ نوکرای عباسم
این آقا با دست بُریدش گره وا میکنه
توو روضش مادرش برای ما دعا میکنه
لبخندش حال همه مونو روبراه میکنه
روو شونشه جای رقیه
تمومِ دنیای رقیه
ماه بنی هاشمیون و
عموی رعنای رقیه
… یا ابوفاضل ابوفاضل …
شاعر : حسن دهقان
نظرات